تقدیم به M بهترینم

دستم به هر ستاره که می خواست رسید!
نه از فراز بام٬
که از پای بوته ها
می شد ترا در آینه ی هر ستاره دید!
در بی کران دشت
در نیمه های شب
جز من که با خیال تو می گشتم
جز من که در کنار تو٬می سوختم غریب!
تنها ستاره بود که می سوخت.
تنها نسیم بود که می گشت. (فریدون مشیری)
+ نوشته شده در دوشنبه یکم بهمن ۱۳۸۶ ساعت 15:18 توسط محمد علی اسدی
|